[ad_1]

کبکی ها به نوعی از لحاظ عاطفی کمبود دارند. نیاز به دوست داشتن شما در DNA آنها نوشته شده است. مردم شکست خورده تاریخی ، منزوی از زبانشان ، مطرود استعمار انگلیس و زندگی در زیر انگشتان یک کلیسای متعال ، توانستند در نیمه دوم قرن 20 خود را از نظر فرهنگی آزاد کنند.

آنها افراد شکننده و پیچیده تری از آنچه به نظر می رسند هستند. کبکی های فرانسوی زبان با توجه به تحقیری که در تنها قلمرو که اکثر قدرت سیاسی را دارند متحمل شده اند ، نسبت به دیگران کنجکاو هستند ، آشکار و تحمل قابل توجهی دارند.

آنها دوست دارند توسط کسانی که از جاهای دیگر می آیند مورد تمجید و ستایش قرار بگیرند ، به آنها نشان می دهند جامعه ای را که در آن زندگی و تربیت فرزندان خود را انتخاب کرده اند دوست داشته و قدر آن را می دانند. وقتی آنها از شخصی با لهجه و پوستی غیر از پوست خود می پرسند که از کجا آمده است ، در درجه اول به دلیل کنجکاوی است. تمایل به تملق دارند. ما اقلیت بدون عقده نیستیم …

هویت

درک فرانکفون ها برای رد کردن نبرد آنها برای زبان و هویت توسط فعالان رعد و برق که آنها را نژادپرست می نامند دشوار است.

چرا آنها از ما متنفرند ، من تعجب می کنم بسیاری از کبک ها؟ زیرا آنها نمی توانند این توهین ها را توضیح دهند ، در حالی که برعکس برای مهاجران کاملاً خیرخواهانه است.

کبک بازها ، افراط گرایان راست ، این قتل ها را در طی یک بیماری همه گیر رد می کنند. آنها سربازانی با اهداف نژادپرستانه هستند ، که شرم آور جامعه انسان گرایانه است.

در طول مباحث مربوط به لایحه 101 ، کبکرها نژادپرست و نازی خوانده شدند. و همین دیروز در مونترال ، در دادگاه عالی ، جایی که قانون 21 در مورد سکولاریسم مورد اعتراض بود ، وکیل دادستانی قانون 21 را با قوانین نورنبرگ هیتلر مقایسه کرد.

یکی از این قوانین ، شهروندان آلمانی یا خون وابسته را به عنوان تنها کسانی تعریف می کند که می توانند از حقوق مدنی و سیاسی خود بهره مند شوند. و دیگری ازدواج ممنوع و کلیه روابط جنسی بین یهودیان و شهروندان “خون آلمان”.

این در مورد جامعه کبک امروز در دادگاه عالی برای بطلان اعتبار گفته می شود قانون سکولاریسم. این دیگر یک رسوایی نیست ، بلکه یک توهین است ، حتی یک افترا علیه همه مردم و دولت آنهاست که توسط اکثریت مردم سالارانه انتخاب شده است.

چگونه می توان اجازه داد خود را در گل و لای بکشند؟ چگونه می توان اصل سکولاریسم را با قانونی مقایسه کرد که منجر به نابودی شش میلیون یهودی شد؟

بیماری

فعالان ضد نژادپرستی که به طور فزاینده ای در رسانه های اجتماعی و رسانه های اصلی حضور دارند ، همه افراط گرایان چپ یا مشکل ساز نیستند. اما بسیاری در دام ارتباط با نبردهای دیگر قرار می گیرند. جمعیت بومی ، دگرباشان جنسی ، افراد تراجنسیتی ، اسلام گراها و به طور گسترده تر ، اقلیت های مذهبی. به طور خلاصه ، آنها اکثریت ناسیونالیست سفیدپوست فرانسوی زبان را که گفته می شود منشا بدبختی مشترک آنها است ، محکوم می کنند.

ناراحتی آنها از زندگی در کبک ، که تقریبا از آنها متنفرند ، باید آنها را متعجب کند. آنها از تعلق به کبک چه حسی دارند؟ آیا برای آنها راحت تر نخواهد بود که در انگلیس ، پسا ملی و چند فرهنگی ، در جاستین ترودو زندگی کنند؟

آیا آنها اعتقاد دارند که می توانند ارزشهای خود را به کل کبک تحمیل کنند؟ در غیر این صورت ، بهانه آنها برای زندگی در استانی که توسط “نژادپرست” فرانسوا لگو اداره می شود چیست؟ آنها علاوه بر دید رسانه ای و سهمیه های شغلی برای تنوع به دنبال چه چیزی هستند؟

بیشتر کبکرهای جدید با این اژدر اندازها ، متحدان عینی توطئه گرانی که دموکراسی را استفراغ می کنند ، هویت ندارند. آیا کبک برای همه کسانی که سپاسگزار هستند و تصمیم می گیرند در آنجا ریشه بزنند و ارزش های مشترک دارند ، یک سرزمین خوش آمدید نیست؟

ما برای برافروختن این همه نفرت چه کرده ایم؟

[ad_2]

منبع: maxgamer.ir