[ad_1]

این واقعیت که جامعه در حال تغییر است به معنای بهتر شدن آن نیست. قهقراً بحث سیاسی ، که در زمانی که مسئله ملی در راس امور بود ، بسیار غنی تر بود ، این را نشان می دهد.

وجود ما به عنوان یک کشور تردیدی نبود. بحث بر روی بهترین چارچوب سیاست برای اطمینان از بقا و رهایی آن بود. فراتر از تفاوتهای اصلی ما ، ما می دانستیم که ماجراجویی مشترکی داریم

ملی گرایی

اگر می خواستیم از این فرهنگ نامه استفاده کنیم ، هم چپ بود و هم راست. آنها در مورد بهترین راه برای ایجاد و تقسیم ثروت گفتگو کردند. به عبارت دیگر ، این امر در مورد سازماندهی بهینه جامعه بود.

یک فرهنگ مشترک ما را گرد هم آورده است.

حداقل چیزی که می توان گفت این است که دیگر چنین نیست.

ماهیت بحث سیاسی در سراسر غرب تغییر کرده است. چه چیزهای مشترکی داریم؟ ملت در حال فروپاشی است و در همه جا شاهد تجدید حیات آگاهی نژادی تیزبین هستیم ، که از طریق آن همه فراخوانده می شوند تا خود را به روشی بسیار تهاجمی تعریف کنند.

شبکه های اجتماعی همچنین ظهور یک هویت جهانی مصنوعی را تشویق کرده اند که به نسل های جدید اجازه می دهد کشور خود را بگیرند. در عین حال ، هر یک از آنها فراخوانده می شود تا در جامعه وابستگی کوچک خود را ببندند و تفاوت هویت خود را به یک شکل مطلق تبدیل کنند.

دیگران حتی در وجود زن و مرد شک دارند. این دو دسته منسوخ می شوند و تحت پدرسالاری سفیدپوست کشورهای مستقل مشترک المنافع قرار می گیرند ، همانطور که کم و بیش می گوییم در میان بیدار می شود.

مشتق

به عبارت دیگر ، نه تنها دیگر نمی دانیم چه چیزی ما را گرد هم می آورد ، بلکه حتی نمی دانیم چه چیزی واقعی می دانیم.

در این زمینه ، یک بحث متمدنانه دشوار است. زندگی سیاسی هیستریک می شود. فکر پلیس مرعوب کردن و رویای سانسور است. من می ترسم ، حتی به این دنیای جدید خواهیم آمد ، تا کتاب ها را تحریم کنیم یا حتی آنها را بسوزانیم.

[ad_2]

منبع: maxgamer.ir

ایندکسر