[ad_1]

برای 25 سال! وقتی به مبادله پاتریک روی فکر می کنم ، این اولین واکنش من است. زمان واقعه را فتح می کند. زندگی را در طول سالها اینگونه می بینیم.

• همچنین بخوانید: آغاز عصر یخبندان

• همچنین بخوانید: چگونه پل ویلسون قبل از رفتن پاتریک روی به او اطمینان خاطر داد

• همچنین بخوانید: CH: 25 سال تاریکی بزرگ

من در سال 1995 به پوشش Canadiens پیوستم. در آن زمان ، روزنامه نگاران وقت زیادی را با بازیکنان می گذراندند. با آنها سفر کردیم. نبض تیم را داشتیم.

روزها و ماه ها پس از رفتن روی جهنمی بود. من درک می کنم که بازیکنان اصلی این حماسه دیگر نمی خواهند در مورد آن صحبت کنند. زندگی آنها وارونه شده است.

من واقعاً نمی خواستم به موضوع بازگردم.

چه چیزی گفته نمی شود؟

ارز مبادله ای کافی نیست

احساسات گذشته است ، ما می آموزیم که چیزها را در منظر قرار دهیم. بله ، این معامله بدترین معامله در تاریخ کانادا بود. Regian Hole در صورت دریافت یک بازیکن ستاره در این تجارت می توانست خسارت را محدود کند. بازیکن کالیبر اوون نولان که سرژ ساوارد می خواست بدست آورد ، همراه با استفان فیست ، قبل از اینکه رونالد کوری راه نجات را به او نشان دهد.

بله ، پرونده به اشتباه مدیریت شده است. ریزان از اولین پیشنهاد پیر لاکروا پرش کرد. او عاشق جوسلین تیبو بود که او را دلفین پاتریک می دید. اما گوه های روی سنگین برای حمل تیبو خیلی سنگین بود.

انتقادی که می توان علیه هول وارد کرد این است که وی سهام را بالا نبرد. اسکاتی بومن پاتریک را با بال های دیترویت می خواست. او به همه گفت پیشنهاد پیشنهادی تیمش بهتر از بهمن است.

یک مورد مشکل ساز برای ساوارد

با این حال ، روی حتی پیش از غروب سرنوشت ساز 2 دسامبر 1995 نیز مجبور بود آنجا را ترک کند. مدتی بود که قدرت بین او و سازمان نگذشته بود.

این چیزی است که سرج ساوارد در بیوگرافی خود درباره مکالمات خود با لاکروا می گوید: “پاتریک در این باشگاه بسیار مهم بود. او خیلی پهن به داخل رختکن رفت. در سال های گذشته مجبور شدم آن را با دستکش سفید رانندگی کنم. من همان تحسین او را داشتم که وقتی جام استنلی را در سال 1986 و 1993 بردیم ، جایی که نقش او تعیین کننده بود. اما تغییر ضروری شده بود. تیم بیش از حد او را می چرخاند. به نفع همه ، او مجبور شد نظرش را عوض کند. “

گیمرها چنین چیزهایی را برای روزنامه نگاران زمزمه نمی کنند. از طرف دیگر ، من به خوبی می دانستم که پاتریک دیگر خیلی از هابز را دوست ندارد. او به عنوان اعتماد به من چیزهایی گفته بود. او آنچه پس از فتح در سال 1993 دیده بود را دوست نداشت. او احساس کرد که این سازمان منشعب شده است. او سستی را در انتظارات دید.

شروع بد

استخدام Réjean Houle و Mario Tremblay از نظر او جدی نبود. در اولین بازی آنها ، وقتی او پس از پیروزی دوم مقابل Topolto Maple Leafs پرتاب کرد ، دیدیم که او به یک دوش آب سرد می رود تا ببیند آیا وقتی خبر ورود را بشنود بیدار است. دو نفره Houle-Tremblay بعد از چرت قبل از بازی.

بد شروع شد!

از طرف خود ، ماریو نمی توانست تصور کند که یک بازیکن می تواند از وضعیت خاصی در تیم بهره مند شود. هنگام بازی ، هیچ بازیکنی از خدمات کانادایی ها بهره مند نبود. با گای لافلر ، کن دریدن ، لری رابینسون ، سرژ ساوارد و دیگر ستارگان بزرگ تیم مانند بازیکنان پشتیبان برخورد شد. در غیر این صورت اسکاتی بومن اجازه چنین کاری را نمی داد.

ژان پرون و پت برنز ، دو مربی اول هدایت روی در هابز ، او را به عنوان دیگر بازیکنان خود دیدند.

چشم انداز

با ژاک دمرس اوضاع تغییر کرد. ژاک در حالی که مدتها در ایالات متحده کار می کرد با مربیان مشهوری آشنا شده بود که بازیکنان ستاره آنها را نوازش می کردند.

اسپارکی اندرسون هنگامی که مدیر ببرهای دیترویت بود ، به او گفت که چگونه با صدمتر از پارچ خود جک موریس رفتار کرد. ژاک همچنین می دانست که چگونه بیل والش ، سرمربی سانفرانسیسکو 49ers ، با مهاجم معروفش جو مونتانا رفتار کرد.

برای وی طبیعی بود که پاتریک روی متناسب با نقشی که با کانادایی بازی می کرد ، مجاز به درمان باشد. او برای برنامه ریزی بازی هایش با او می نشست.

با این حال ، هیچ سوالی برای ماریو وجود نداشت که وی این تمرین را ادامه دهد. در ذهن او ، برای کارگردانی و پاتریک برای اجرای کارمزد پرداخت می شد.

من همیشه فکر می کردم اگر رونالد کوری امشب پشت نیمکت کانادایی ها نشسته بود چه اتفاقی می افتاد. اما احتمالاً این ترمبلی روی بود که اعلام می کرد او آخرین بازی خود را با این تیم انجام داده است.

سرانجام کی مقصر است؟

رونالد کوری برای استخدام دو مرد بدون تجربه قبلی به عنوان مدیر کل و سرمربی. Regian Hole زیرا خیلی سریع واکنش نشان می دهد. ماریو ترمبلی به دلیل ترک بیش از حد پاتریک روی در مقابل تور و پاتریک روی به دلیل از دست دادن کنترل احساساتش.

بزرگترین درام دیدن یک بازیکن بزرگ کانادایی دیگر بود که گیج شده بود.


[ad_2]

منبع: maxgamer.ir