[ad_1]

این هفته ، آندره گاگون ، آهنگساز و پیانیست بزرگ ، برای آخرین بار آهسته راه رفت.

او با 84 سال زندگی کامل ، میراث چند دهه تلاش و التقاط نفس گیر را برای ما به یادگار گذاشت.

هیچ ژانر موسیقی یا تقریباً نتوانست در برابر آن مقاومت کند. حتی دیسکو چه کسی از سال 50 در کلوپ های شبانه مگا هیت 1975 خود رقصیده است؟ “وای!

در واقع ، خواه متوجه شویم یا نشویم ، موسیقی آندره گاگن برای همیشه با ماست ، در ماست.

به من اجازه دهید به شما بگویم.

موسیقی او ما را لرزاند

در دهه 1990 مادرم در سن بسیار کمی بر اثر سرطان درگذشت.

هفته های آخر زندگی او در یک بخش مراقبت تسکینی در بیمارستان رویال ویکتوریا سپری شد.

در این طبقه ، جایی که زمان دیگر جایی نداشت ، در میان تیم چندرشته ای فوق العاده او ، یک متخصص موسیقی حضور لازم موسیقی را برای بیماران و خانواده های آنها فراهم می کرد.

همه موسیقی از جمله نوازندگانی که برای دیدار ما ، در اتاق خواب ها یا در اتاق بزرگ خانواده آمده بودند.

در راهرو قفسه هایی وجود داشت که می توانستید ضبط ها و نوارها را به میل خود بردارید. همه ژانرهای موسیقی ممکن و خیالی وجود داشت.

یک روز عصر ، در حالی که مادرم آرام آرام به کما می رفت ، از او خواستم ، حتی اگر دیگر نمی تواند به من جواب بدهد ، مرا راهنمایی کند که بروم و موسیقی را انتخاب کنم که دوست دارد به آرامی همراهش کند.

سپس جلوی قفسه های راهرو ایستادم. چشمانم را بستم و تصادفی به نوار اشاره کردم. این از آلبوم “Impressions” آندره گاگن بود.

با ما ، تا آخر شب

من او را به اتاق خواب آوردم ، روی صندلی ام نزدیک تخت مادرم نشستم. من نوار را آزاد کردم. از یک سر به سر دیگر.

زمان ناگهان متوقف شد. احساس عمیق صلح ما را لرزاند. ناگهان. سرانجام. دیدم مادرم با تمام بدن آرام است.

من همیشه این نوار “برداشتها” را پخش کردم. بدون وقفه تا اینکه آخرین عزیمت مادرم چند روز بعد.

این موسیقی توسط آندره گاگن در همه جا به ما نفوذ کرد. او حتی وقتی کارمندان و خانواده ها بی سر و صدا در اتاق می گشتند ، به آنها اطمینان خاطر داد.

این موسیقی ، ما را تا آخر شب گذشته مادرم روی این زمین همراهی می کرد.

خیلی ممنونم

سالها بعد ، در فروشگاه مواد غذایی کوچک محله خود در Plateau Mont-Royal ، اولین بار آندره گاگن را ملاقات کردم.

او در پشت فروشگاه مواد غذایی چیزی را انتخاب می کند که یادم نمی آید چه چیزی است.

تصمیم می گیرم که به او روی بیاورم. به او می گویم که چگونه موسیقی او ، مادر و من ، روزها تا زمان مرگ او را در برگرفته است.

بسیار از شما متشکرم.

ساکت و با توجه ، به داستان من گوش داد. با هیجان دستم را گرفت. به نوبه خود ، او از من برای دادن آن به او تشکر کرد. ظاهر ما همه چیز را گفت.

این اولین و آخرین باری بود که این امتیاز را داشتم که با او ملاقات کنم و از او تشکر کنم.

تا به امروز ، آلبوم “Impressions” مادرم است ،

من بندرت به آن گوش می دهم ، اما احساساتی که آنها برانگیخته اند بسیار شدید است.

انگار مادرم هنوز با من فاصله دارد. من تمام جزئیات مربوط به مادرم ، اتاق خواب را مرور می کنم.

قدرت هیجان انگیز موسیقی بسیار واقعی است.

یه چیز دیگه

چهار سال پیش و گرد و غبار ، زندگی سخت شخصی را تجربه کردم ، همانطور که همه ما در یک زمان دیگر تجربه می کنیم.

یک بعد از ظهر بارانی که ناامید شده بودم ، با مادرم در داخل صحبت کردم و از او کمک خواستم.

من نیز مجبور شدم آن روز برای حل یک مشکل فنی با یک شرکت تماس بگیرم. البته ، من می دانستم که برای مدت طولانی خسته خواهم شد ، “منتظر” نماینده ای از طریق تلفن.

من تماس می گیرم و من به ناچار بازداشت می شوم. و موسیقی پخش می شود. این یکی از ساخته های آلبوم “Impressions” آندره گاگن بود.

از بهشت ​​، معتقدم مادرم تازه راهی پیدا کرده بود که من را آرام کند …

با تشکر از آندره گاگن. برای همه چیز ممنون. روحش شاد.

تسلیت به همه نزدیکان وی.

[ad_2]

منبع: maxgamer.ir